تبلیغات
IMAM SAJAD امام سجاد - غیب شدن
 
IMAM SAJAD امام سجاد
یکشنبه 8 بهمن 1391

 ناپدید شدن از چشم دیگران

          آخرین پرسشى که باید به آن پاسخ بدهم، پرسش مربوط به ناپدید شدن از چشم دشمنان است. نوشته اى که: «آیا سوره اى وجود دارد که آدم را غیب کند یا با خواندن آن از چشم دشمنان غیب شویم؟» در پاسخ باید بگویم که نه، آیه یا سوره اى در قرآن نداریم که با خواندن آن بتوانیم غیب شویم و اگر در برخى کتاب ها آیه و دعایى را براى این کار آورده اند، نباید به آن اعتماد کرد. اگر منظور شما از غیب شدن پنهان ماندن از چشم دشمنان است، در تاریخ آمده که حضرت محمد(صلى الله علیه وآله وسلم)، براى در امان ماندن از شر دشمنان، در شب هجرت به مدینه، آیه 9 سوره یس را خواند و در نتیجه، کافران نتوانستند ایشان را ببینند. متن آیه چنین است: «وجَعَلنا مِن بَینِ اَیدیهِم سَدًّا ومِن خَلفِهِم سَدًّا فَاَغشَینـهُم فَهُم لا یُبصِرون» ; «در پیش روى آنان (کافران) سدّى قرار دادیم و در پشت سرشان سدّى ; و چشمانشان را پوشانده ایم، براى همین نمى بینند.»

          من به یاد دارم که در دوران دفاع مقدّس نیز رزمندگان اسلام، براى پنهان ماندن از چشم دشمنان، این آیه را مى خواندند. حتماً توجّه دارى که پنهان ماندن از نگاه دشمن، با غیب شدن تفاوت دارد. اگر منظور شما از غیب شدن، محو شدن و از مکانى به مکان دیگر رفتن است، این نوع غیب شدن براى انسان و برخى از موجودات دیگر امکان دارد که در یک آن و لحظه از جایى به جاى دیگر بروند. عارفان و بندگان صالح و مؤمن با عبادت بسیار و نزدیک شدن به خداوند متعال در طول سال هاى طولانى مى توانند به مقامى برسند که در یک لحظه از جایى به جاى دیگر بروند.

 سالها پیش، یعنی در روز 23 مارس 1957، یک پسر بچه ی هشت ساله به نام "تامی بومن" در حالیکه در چند قدمی شش تن از اعضای خانواده ی خود در حرکت بود، پس از گذشتن از پیچ جاده، به گونه ای اسرارآمیز ناپدید شد و هیچگونه ردپائی از خود بر جای نگذاشت.


محلی که "تامی" کوچولو در آنجا ناپدید شد، در یک جاده جنگلی واقع در نزدیکی "جنگل ملی آنجلز" در کالیفرنیا قرار دارد که "دروازه ی شیطان" نامیده میشود.
همه ی اعضای خانواده ی "تامی" از این واقعه ی تکان دهنده سخت شگفت زده شدند و بنا به اظهار پدر، خواهر، برادر، عمو و دو پسر عموی "تامی" که شاهدان عینی ماجرا بودند، این واقعه ی عجیب در چند قدمی آنان رخ داد!

ساعتها پس از ناپدید شدن این کودک خردسال، بیش از چهارصد تن از کاوشگرانی که برای یافتن این پسر گمشده داوطلب شده بودند، همراه با گروه نجات و سگهای تربیت شده ی پلیس، با دقت تمام در آن حوالی به جستجو پرداختند. همه ی گوشه و کنار و شکاف و روزنه ی تپه ها را که تصور میرفت "تامی" کوچک به آنجا خزیده و یا به درون آنها سقوط کرده باشد را مورد بازرسی قرار دادند. علاوه بر این گروه، از عده ای هیزم شکن حرفه ای و چند جنگلبان که به همه ی جوانب آن جنگل آشنایی کامل داشتند مدد گرفته شدند و چند فروند هلیکوپتر در حالیکه در ارتفاع کم پرواز میکردند، سرتاسر منطقه را زیر نظر گرفتند، اما کمترین اثری از این کودک گمشده به دست نیامد.
ظواهر امر نشان میداد که حادثه ی ناگواری نیز برای "تامی" اتفاق نیفتاده بود، زیرا در اینصورت دو پسر عموی کوچکش که در جند قدمی او گام بر میداشتند، قبل از همه صدای فریاد او را میشنیدند. حتی اگر این پسر خردسال از شدت ترس و وحشت فریادی از گلویش بیرون نمی آمد، فاصله ی خانواده اش با او آنقدر کم بود که بی درنگ متوجه هرگونه پیش آمدی میشدند.

بهرحال جستجوی فشرده برای یافتن "تامی بومن" یک هفته ی آزگار ادامه یافت، اما هیچگونه سرنخی به دست نیامد. انگار این پسرک بخت برگشته آب شده و به زمین رفته بود و یا نیروی مرموز و نامرئی او را از روی زمین ربوده و به آسمان برده، شاید هم ناخواسته پا به بعدی دیگر گذاشته!!
سرانجام تامی کوچک نیز به فهرست کودکانی که از تاریخ 5 اوت 1956 در همین جنگل ناپدید شده بودند افزوده گشت...

آنیما, ماهیجا, کرهیما… ۱٫ ظهور قوه آنیماکه (عبارت از قوه ترکیب با ذرات هوا باشد یعنی از انظار غائب شدن.) ۲٫ ماهیجا-قوه انتشار در هوای محیط منبسط و پراکنده می شود. ۳٫ کرهیما-قوه مقاومت با جاذبه زمین یا تقلیل و دفع آن که انسان قادر می شود سبک شده در هوا بلند و سیر نماید مانند پرواز پرندگان. ۴٫ کودیما-تقویت و تأیید قوه جاذبه زمین یعنی سنگین تر شدن از وزن خود. ۵٫ یرات تی-قوه سرعت در زمین بدون انتشار یا جزو هوا شدن که طی الارض باشد. ۶٫ پراکامیا – قوه ادراک آنی یعنی سرعت فهم و درک هر امری از امور که بخواهند ۷٫ اشتیا-خلاقیت خیال یعنی وجود خارجی دادن بهر چه خیال کنند. ۸٫ اشتیا-قوه ایجاد اطاعت در موجودات که هر چیز از محل خود حرکت کند بدون آنکه اعضاء یا اسباب عادی برای حرکت اجسام بکار رود. این بود فهرست و خلاصه اقتداراتی که انسان در نتیجه بیداری کند لینی به آن نائل می شود. در اینجا یک موضوع جذاب و فوق العاده دقیق دیگری است که در حقیقت اسرار و رموز بیدار شدن کند لیتی است و آثاری که از آن ظاهر می شود آشکار می دارد و فقط فهم آن محتاجبه تکرار مطالعه دقیق کند لینی است، که گفتیم معبر آن در آخر ستون فقرات ومدخل لوله مجوف موسوم به سوشومانا است، دارای تمام اوصاف جسمانی است یعنی هر تعریفی که درباره جسم صدق می کند مانند ابعاد سه گانه درباره آن نیز صادق است و جهات جسمانی آن نظیر همین عالمی است که ما در آن زندگانی می کنیم، اما همین که دوره بیداری آن رسید و داخل سوشومانا گردید تمام اوصاف جسمی خود را از دست می دهد و وارد بعد چهارم می شود که آنجا دیگر سه بعد هندسی طول عرض و عمق وجود ندارد و آثاری که از آن بظهور می رسد بکلی از مقیاس مادی و طبیعی و واحد جسمانی که میزان ادراک و سنجش ما است خارج می شود و متکی به هیچ قاعده های معروف نزد اهل علم و موازین عالمانه تناقض رف است زیرا یک آثار حیرت آور عظیم روشن ضمیری از آن بظهور می رسد وانسان را واجد اقتدارات هشتگانه بالامی نماید در صورتیکه نمی توان هیچگونه مؤثر و علتی را برای آن تصور نمود. نه اینکه تصور شود این آثار که به ظاهر نزد ما نوعی تناقض است منحصر بوجود کند لینی و آثار ظاهری آن باشد و بعد چهارم در سایر زندگانی نظیر نداشته باشد، فقط تفاوتی که دارد اینجا است که انسان به امور و حوادثی که هر روزه در مقابل چشمش واقع می شود مانوس می شود و دیگر از تناقض آن تعجبی ندارد و عادت و مانع توجه او نسبت به امور عجیبه است، مثلاً وقتی که ما با یک نظر کنجکاوانه و دقیق به موضوع تغذیه عمومی و نمو نباتات و تولد و تناسل عالم خود و عجائب آن که از معجزات عالم علم در این عصر است مینمائیم همین تناقص عجیب را نیز در آنجا به حس مشاهده خواهیم نمود، مثلاً چگونه می توان این امر را به تصور آورد که یک مقدار سیب زمینی، کلم، کاهو، حبوبات، بقولات یا میوه جات که اغذیه نباتی با یک قطعه گوشت طیور و سایر چرندگان حلال گوشت که اغذیه حیوانی است و امروز هر دو نوع آن بی روح و جان هستند فردا با یک حرکت مرموز و یک جابجا شدن اسرار انگیزی یک طفل زیبا و مطبوعی از آن بوجود می آید و تبدیل به یک شخص دارایتعین و تشخص می شود مثل یوسف، گلنار خاتون و منوچهر یا اینه اعضاء زنده و صاحب حس انسانی را بوجود می آورد آیا بر این تناقض این اعجاز چه محملی باید بست!! اما راجع به عمل تغذیه در جسم زنده به خوبی بر ما مکشوف می گرددکه عبارت است از نمو ذرات غذائی و نموسلولی که دائماً در بدن ما این فعل و انفعال در کار و این نمو در جریان باشد ولی از دانستن موضوع نمو سلول چگونگی ایجاد حیات و تبدیل غذا یافتنبه جسم زنده بر ما مکشوف نخواهد شد وقتی که ما با یک میکروسکوپ قوی مرکز سلولها را مورد توجه و امتحان قرار دهیم خواهیم دید که دو جریان مختلف یا دو عمل و عکس العمل متباین در کار است، یعنی یک جریانی که در خارج به مرکز سلول متوجه است و یک جریان هم بالعکس از مرکز سلول به خارج دارد آنکه از خارج جریان دارد عمل تغذیه و آنکه از مرکز سلول به خارج جریان دارد آن حیات و زندگانی است که در یک مدت غیر قابل تصوری آن هم در یک ذره غیر قابل احساس مانند سلول چون برق لامع با یک فعل و انفعال اسرار انگیز شیمیایی یک ذره کثیف و چرکین غذا قبول حیاتی شیرین می کند یا مبدل به حیاتی نازنین می شود اما این عجائب چگونه به وقوع پیوست و این آثار مؤثرش کجا بود و متکی به کدام علت مادی و واحد جسمی می شود؟ این چیزها که تماماً در عوالم سیر دارند که سراسر آن ابعاد هندسی است تمام زیر و زبر آن طول-عرض و عمق است پس چگونه یک دفعه به یک چشم به هم زدن مقابل چشم ما داخل بعد چهارم می شود اثر را آشکار می سازد اما مؤثر آن را پنهان کرد در حقیقت مثل این است که در میان یک ذره برای سلول یک چاه عمیق بی ته همیشه خاک را مبدل به حیات تابناک کند و معلوم نشود چگونه می شود، چشمه جاری است که سرچشمه آن را هیچ یک از ابناء بشر تا حال ندیده است! نهری استکه چشمه ندارد بارانی است که سحاب ندارد و سراسر آن وجود را احاطه کرده ولی از هیچ جا موجود نشده باشد. آن وقت همین قسم هم موضوع اسرار انگیز کند لینی را باید تصویر نمود که قبل از حرکت و بیداری خود در دریایسه بعدی غرق بود و یک دفعه چون برق غرید و داخل بعد چهارم شد و ما ناچاریم که یک عوالم وجدانی و جهان نفس هم که ورای نقل و ادراک ما است و آنجا ابعاد ثلاثه نیست قائل باشیم و بگوئیم کند لینی داخل بعد چهارم یا وارد عوالم وجدان و ملکوت اعلای انسان گردید داخل عالمی شد که از حواس و ادراکات ما خارج و منزه است یامافوق آن واقع است و ما با وسایل مادیو قوای علمی و حسی خود تاکنون عوالم بی انتهای پایان نفس را نتوانسته ایمدرک کنیم و ناچار شده ایم تا آن را بعد چهارم بنمائیم. این که سابقاً هم به بعضی از مراکز روشن ضمیری دارای مواد روحیه نجمی هستند به اعتبار همین آثاری است که خارج از حدود ادارک ما از آنها ظاهر می گرد.میشه اجسام رو نا مرئی کرد... در سال 1943 هم این آزمایش انجام شده و از نظر فنی هم موفقیت آمیز بوده ولی از نظر انسانی...!

جریان از جایی شروع میشه که "اینشتین" بعد از اینکه از نظریه ی نسبیتش سوء استفاده میشه (با استفاده از این نظریه و شکافت هسته ی اتم، بمب اتم ساخته شد و موجب مرگ صدها نفر در ژاپن شد...) کل حواس و دقت و وقت خودش رو معطوف به یه نظریه ی دیگه به نام "نظریه ی میدان واحد" میکنه. انیشتین با این نظریه میخواست ثابت کنه که الکتریسیته، مغناطیس و گرانش، سه حوزه ی تفکیک ناپذیرند... میگن اینشتین قبل از اینکه بتونه نظریش رو کامل کنه میمیره و هرگز نمیتونه اثباتش کنه. ولی بعضی ها از جمله من میگیم اثباتش میکنه، ولی وقتی که پیامدها و نتایج و اثراتش رو میفهمه و درک میکنه که تا چه اندازه میتواند برای بشریت هولناک باشد، همه ی اسناد و مدارکش رو نابود میکنه تا این یکی نظریش هم همانند نظریه ی نسبیتش موجب قدرت نمایی حکومتها و در نهایت مرگ انسانها نشه. حتی نیروی دریایی ایالات متحده هم از آزمایش و تجربه ی این کشفیات وحشت دارد چون سالها پیش چنین آزمایشی را انجام داده و با نتایج فاجعه باری مواجه شده است... میگید چطور؟ جواب این سوال به همون آزمایشی بر میگرده که ذکر شد. حالا عرض میکنم...
"اینشتین" وقتی که نظریش رو کامل میکنه متوجه میشه که نظریش خیلی گسترده تر از این حرفهاست! این دانشمند بزرگ پی میبره که علاوه بر الکتریسیته و مغناطیس و گرانش، سه شاخه ی دیگه هم اضافه میشه.

نور، فضا و زمان

نور: که توسط اون اجسام نامرئی میشن. یعنی نور میشکنه و دیگر قادر نیستیم جسم یا بهتر بگم، ماده رو ببینیم.
فضا - زمان: که طبق این دو تا شاخه ماده میتونه از شکاف های ایجاد شده در فضا عبور کرده و به بعدهای دیگری پای بگذارد... از طرفی میتواند در زمان هم سیر کند!!!

بر اساس همین نظریه هم نیروی دریایی ایالات متحده در سال 1943 و در خلال جنگ جهانی دوم دست به آزمایشی در فیلادلفیا میزنه که بعدها به همین نام هم معروف میشه...

موضوع از این قراره که وقتی نیرو دریایی ایالات متحده از نظریه اینشتین آگاه میشه تصمیم میگیره به صورت سری این نظریه رو آزمایش کنه. زیرا طبق نظریه ی میدان واحد اینشتین، الکتریسیته و مغناطیس (که برای همه واضح است که بر هم تاثیر میگذارند) و گرانش سه حوزه ی واحد و تفکیک ناپذیرند. یعنی به طور مثال اگر الکتریسیته رو تغیر دهیم، گرانش هم تغییر خواهد کرد و بدین صورت میشد گرانش را کنترول کرد و حتی یک ضد گرانش (antigravity) ایجاد کرد و خیلی راحت میشد به قلب دشمن نفوذ کرد و جنگ را خاتمه داد. طبیعتا هم هر آزمایش بزرگی ابتدا روی ماکت انجام میشود. در همین جا بود که نیروی دریایی ایالات متحده از ابعاد گسترده ی این نظریه آگاه شدند. از همین رو نیروی دریایی امریکا تصمیم میگیرد که در 27 اکتبر 1943 در فیلادلفیا دست به آزمایشی بزند که طبق اون میبایست یک ناوشکن نیروی دریایی به نام USS Eldrige نامرئی شود!

دانشمندان نیروی دریایی امریکا برای انجام این آزمایش یک میدان مغناطیسی بزرگ به قطر 100 متر ایجاد کردند. برق این میدان هم توسط دو ناو دیگر که در طرفین الدریج بودند فرستاده میشد.

در این آزمایش افرادی که در نزدیکی میدان مغناطیسی بودند خدمه ی الدریج را به صورت مبهم در میان آسمان و دریا می دیدند ولی کشتی از نظر آنان ناپدید بود. کسانی که کمی دورتر بودند تصویر منعکس شده ی ناو رو در آب می دیدند و افرادی هم که فاصله ی آنان بیش از 1km بود هیچ چیزی نمی دیدند!

البته این آزمایش از نظر فنی موفقیت آمیز بود و کشتی نامرئی شد اما از نظر جان سرنشینان کشتی، مطلقا شکست خورد...
بر اثر این واقعه، نیمی از خدمه که داخل میدان نیرو قرار داشتند دچار جنون مطلق شدند. بعضی از خدمه ی الدریج دیوانه شدند، بدنشان در بدنه ی فولادی کشتی نفوذ کرد و سپس مشتعل شدند، بعضی از خدمه از کشتی به بیرون پریدند ولی هیچگاه به آب نرسیدند! اما اثرات مخرب و جانی آن، بعد از آزمایش هم ادامه داشت و تعدادی از ملوانان در پیش چشم خانواده و دوستان خود ناپدید شدند و دیگر اثری از آنان پیدا نشد. دیگران ظاهرا درست پس از انجام آزمایش سالم بودند. اما به مرور، اتفاقات عجیبی برایشان رخ داد. آنان گاهی در جا خشک و منجمد میشدند، چون هنوز تاثیر میدان نیرو بر بدنشان باقی بود. بعد، همین آدمهای منجمد نیز محو و ناپدید میشدند.

بازماندگان این حادثه اظهار داشتند که این میدان مغناطیسی دریچه ای از فضا-زمان را شکافته و در این جاده سفینه های بیگانه که در حال رفت و آمد بودند دیده شدند.

همچنین باید اشاره کنم که کشتی مزبور چند ثانیه پس از ناپدید شدن در بندر فیلادلفیا، در سواحل بندر نور فولک واقع در 600km فیلادلفیا ظاهر شد! عده ای کشتی رو به وضوح در آن محل مشاهده کردند، ولی چند ثانیه بعد غیب شد و به لنگرگاه فیلادلفیا باز گشت.

وزارت دفاع و نیروی دریایی ایالات متحده همیشه منکر این آزمایش شده اما شواهدی است که انجام شدن این آزمایش را گواهی میکنند...!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه